1-با اینکه وضعیت انتخاب رشته بخاطرتموم نکردن درس تا پایان شهریور(مرده شوراین دانشگاه رو ببرند که درسهاتو شهریور تموم میشه وفقط امتحانهاش رو انداختند تو مهروباعث اینهمه محدودیت برای گروه ما شدند)خیلی مسخره بود و فقط سه انتخاب هرچهارنفرمون که قبول شدیم تونستیم بزنیم"اما بازم نهایت آرزوم اینه که تعدادافرادی که مثل ما تا شهریورتموم نمیکنندبسیارمحدودباشه و بتونیم روزانه تهران برای بهمن قبول بشیم.دعاکن عزیز باشه؟
جوابها آخرشهریوریااوائل مهرمیادوهمه مون یه جورایی استرس داریم خصوصا بخاطراینکه اگه اینوقبول بشیم هم چندماه فرصت استراحت داریم هم امتحان جامع مجبورنیستیم بدیم و ریخت نحس آموزشی های این دانشگاه رو دوباره ببینیم.
2-مسعود ظاهرا دوم سوم مهر میادایران.سولی و ستاره دیروز کلی ذوق زده بودندوهی میگفتندتوروخدا دایی اومدباهاش مهربون باش توروخدا یه کم تحویلش بگیر توروخدا گناه داره بعدازاینهمه سال میخوادبیاد باهاش مثل اونموقع ها با خشانت برخوردکنی(البته اینها همه درقالب شوخیه میدونی که من و مسعودخیلی باهم رفیق بودیم)...ظاهرا خواهرهای مسعودمیخوان براش بقول ستاره زن بگیرن.انگارمسعودبچه است و اولین بارش هم هست.منم که میدونی چقدر از اون جماعت دورو و فرصت طلب بیزارم.خصوصا دوتاشون
امیدوارم مسعودعاقل باشه و اشتباه 30سال قبلش رو تکرارنکنه و این بار درست انتخاب کنه.خیلی ها قطعا بهش اوکی میدن برای ازدواج نه بخاطردوست داشتنش نه بخاطر ظاهره نداشته و داشته ش بلکه فقط بخاطر رفتن به اونطرف آبها بی هیچ دردسرخاصی.اما امیدوارم مسعودعاقل باشه و با یکی ازدواج کنه که خودش رو بخاطر خودش بخواد نه اونطرف که فردا ولش کنه بحال خودش و بیش از پیش سرخورده بشه.مسعود طعم یک شکست رو چشیدومدتهاداغون شد و مدتهاافسردگی داشت بعد روبراه شد دوباره زن سابقش برای دیدن دخترش رفت اونطرف و بهمش ریخت بعدم رفت با یکی دیگه ازدواج کرد و ...تااینکه بالاخره سرطان گرفت و به رحمت خدا رفت و باز مسعود بهم ریخت اساسی.
نمیدونم الان چطوره و بهترشده یانه؟انشاءالله که بهترباشه به هرحال نمیخوام دوباره سرخورده بشه چون باتوجه به شناختی که ازش دارم خدای نکرده یک شکست دوباره بیش از ظرفیتش هست.من واقعا برای مسعوداحترام قائلم و جزءنادرافرادی هست که بسیارباهم هماهنگیم و حرف هم رو خوب می فهمیم.اون دوست خوب قدیمی من هست و دلم میخواد شادوخوشبخت باشه برای همین آرزو میکنم اشتباههای قبلی رو تکرارنکنه و به خواهرهای مزخرفش اجازه نده براش انتخابهای احمقانه بکنند.
البته فکرکنم من یا نتونم ببینمش چون درست قبل شروع امتحانهای من میادیایکبار اونم بعدازامتحان ها ببینم ولی حتما باهم راجع به این قضیه صحبت خواهیم کرد.
دلم لک زده برای اذیت کردنش و خندیدن.سولی و ستاره میگن توروخدا دایی گناه داره :دی
3-پریشب مهندس زنگ زد و بازم بهم پیشنهاد کارداد که تو خونه براشون انجام بدم.گفتم بایدفکرکنم.فکرنمیکرداینطور بگم.اما واقعیت اینه که انقدراز اون فضاوشرکت و آدمهاش بدی دیدم که حالم بهم میخوره از دوباره باهاشون کارکردن.به هرحال گفتم طرحتون رو بنویسید بخونیم منم فکرهام رو میکنم بعدش نظرم رو میگم و اگه به توافق رسیدیم انجامش میدم
البته شنبه قراره راجع به پروژه م با استاد ح صحبت کنم تلفنی و یکسری مطلب برام فاکس کنه میخوام راجع به این قضیه هم باهاش صحبت کنم که باتوجه به احساسم ببینم نظر اون چیه برای قبول یا عدم قبول این کار و اگه قبولش اوکی شد به عنوان مشاور ازش کمک بگیرم و یک درصدی از حقوقم رو به عنوان حق المشاوره بهشون پرداخت کنم.
حالا ببینم چی میشه ولی واقعا از کارکردن باهاشون بیزارم.
4-چقدرخوشحالم که نیستی و از شرمسخره بازیهات راحتم
5-هنوزم باخودم فکرمیکنم چطور ممکنه دونفر آدم با شرایط شماها انقدر بی تعهد باشند بخاطر پیروی از هوسهاشون با هزار بهونه ی مسخره ی دیگه!!
6-اشتباه کردم اونروز سکه ای که آرمان داده بود نفروختم کاش درست گوش کرده بودم و همونجابجای انگشتر خودم اون سکه که گفت بانکی نیست و کلی زیرقیمت میارزه و سکه ی جایزه م رو میدادم.مهم نبود زیرقیمت باشه یانباشه.به هرحال بهتر از دادن انگشترم بود.حالا تو هفته ای که میادمیرم سراغش چون بهش گفتم انگشتر رو برام نگه داره.میرم سکه ها رو میدم هم آویزمیگیرم هم انگشترم رو.
بایدراجع به گوشواره هام هم بپرسم قفلش رنگش تیره شده چطورطلاسفیدیه که اینطوری شده؟!!!
خلاصه اینطوریهاست
7-برم میگوپلوم رو آماده کنم که زود حاضرشه خیلی گرسنه م هست چون ظهرخوب غذانخوردم از بس خسته بودم.آخه دیشب دیرخوابیدم و از صبح هم کلاس داشتم تا 1.5.دیشب حالم خیلی گرفته بود و گریه میکردم برای همین دیر خوابیدم و همش امیدوارم بودم اینهمه دلتنگی باعث بشه خوابت رو ببینم ولی اصلا یادم نمیاد که دیدمت یانه؟دلم میخواد خوابت رو ببینم و اونقدرمحکم درآغوش بگیرمت که هیچکس دیگه نتونه از هم جدامون کنه هادی عزیزم هیچکس حتی خود خدا دلش نیاد :(
دوستت دارم بهترینم
به امیدباهم بودنمون برای همیشه
همیشه عاشقت:شیما